با توام ای که نگاهت منو با عشق اشنا کرد
تو دلم هرم نفسهات فصل سرما رو بنا کرد
تویی اونکه تو وجودت نیمی از خودم رو دیدم
با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم
گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم
تو شدی ماه و ستاره تو شب سردو سیاهم
با حضورت میشه حس کرد یه نفس بوی بهارو
میشه از لبای تو چید عطر باغ قصه هارو
من مسافری غریبم توی جاده نگاهت
که چشام مثله قدم هات تا ابد مونده به راهت
باورم کن که فقط تو،تویی معنای وجودم
تو بیا تا غم دوریت نره توی تارو پودم
ما را در سایت همه هستی ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85