وانگاه که قلمت را به راه می اندازی
وانگاه که احساست را به تصویر میکشی
وانگاه که که دریای وجودت متلاتم میشود
وانگاه که به من می اندیشی و مرا صدا میزنی
گاهی است که قلبم از راه میماند
مانده و درمانده و در راه می ماند
نمی تابد نمی تپد نمی خواهد بی تو بتپد
کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد
کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد
همه هستی ام...ما را در سایت همه هستی ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118